دیدمت
|
تو! یک حضوری بی محابا ندیدمت و در چشمهایم بیداد می کنی
وقتی صدای من در صدای تو لبریز می شود شکوفه، در جشن ریزش آسمان تاج می شود بر درخت
و من، تصویر زنده درخت و تو، تصویر زنده درخت
وقتی زمین از رویش ویرانی، بر خویش می لرزد من در جای جای دست تو گل می کارم و تو برای کویر از پرنده خواهی گفت |
|
پ.ن۱: اوّل ![]()
+ نوشته شده در ساعت 19:40  توسط سبزینه
|

